مینی بوس....

علی سعیدی

احتمالاً شنیدن کلمه‌ی مینی‌بوس، خاطرات شیرینی رو برای خیلی‌ها تداعی می‌کنه!! یکی از این مینی‌بوس‌ها، همون مینی‌بوسی بود که هر شنبه، 20 تا 30 (در مواردی حتی 40) تا از دانش‌آموزان روستا رو از باساقی به بروجن می‌بُرد تا آینده‌ساز مملکت بشن و هر پنج‌شنبه، آینده‌سازان مملکت رو از بروجن به باساقی می‌آورد!! بیدار شدن‌های صبح شنبه، هوای سرد، منتظر موندن‌های دسته‌جمعی و دل‌تنگی‌هایِ پنهانیِ موقعِ رفتن، همه و همه از خاطرات شیرین اون دوران بود.

چون تعداد دانش‌آموزای ده بالا بیش‌تر از ده پایین بود، مینی‌بوس، یک هفته، اول بچه‌های ده پایین رو سوار می‌کرد و هفته‌ی بعد، اول بچه‌های ده بالارو. سیستم گرمایشی مینی‌بوس هم حکایتی بود برا خودش! معمولاً از دو عدد پیک‌نیک برای گرم کردن مینی‌بوس استفاده می‌شد. یکی کنار راننده بود و جلو رو گرم می‌کرد و یکی هم وسط مینی‌بوس، کنار اون میله‌ی کذا، عقب رو.

رو صندلی‌های دو نفره، سه نفره می‌نشستیم و جیک‌مون هم در نمی‌اومد! دخترها معمولاً عقب مینی‌بوس می‌نشستند و پسرها جلو. به محض این که از روستا خارج می‌شدیم و مینی‌بوس دیگه تکون‌های شدید نمی‌خورد، زانوهامون رو می‌چسبوندیم به صندلی جلویی تا بتونیم سرمون رو بذاریم رو صندلی خودمون و  بخوابیم! اکثر مسیر رو خواب بودیم. حق هم داشتیم! بچه‌های 11، 12 رو چه به بلند شدن اون موقع صبح؟!

شاید موفقیت‌های نسبی‌مون رو مدیون همین سختی‌ها بدونیم!

افسانه دیوانگی

نمی خواهم

نمی خواهم چون احمقانی باشم که

دم از دیوانگی می زنند

دیوانگی راه دارد و اصول

مگر می شود

دو دو تا به همین راحتی پنج شود؟

صفحه ها صفحه

معادله می خواهد

گوشهایت را باز کن

اول قدم دیوانگی این است

احمق نباش.....

چیزی به نام عشق در نگاه اول وجود دارد؟

عیسی مرادی(دانشجوی دکتری مشاوره خانواده دانشگاه اصفهان)

آیا اصولا چیزی به نام عشق در نگاه اول وجود دارد؟ آیا بسیار افسانه هایی که در مورد عشق گفته اند صحت دارد؟ بیشتر آدمها بیان میکنند که روزی عاشق بوده اند. در بعضی از کتب ادبیات ما تصویری که از عشق ارایه شده است تصویر نادرستی می باشد.نگاه بیشتر مردم به عشق نیز برگرفته از همین عشق ادبیاتی میباشد.مجنون واژه ای است که برای توصیف عاشق به کار می رود.اما واقعیت چیز دیگری است . اریک فروم عاشق شدن را مستلزم شناخت می داند و بیان میکند که ما باید برای فردی که ادعا می کنیم عاشق او هستیم احساس مسئولیت و احترام داشته باشیم.پس عشقی در نگاه اول وجود ندارد،حتی بعضی روانشناسان بیان میکنند که عاشق شدن با یک نگاه مستلزم وجود اختلالات روانی است.شرط لازم برای عاشق کسی شدن این است که او را به خوبی بشناسیم.عاشق نباید معشوق را جز دارایی های خود قلمداد کند.روابط عاشقانه باید روابطی بر مبنای اصول اخلاقی-انسانی باشد.

کاش ایمردم و نیویذم به شهر.....

کاش ایمُردم و نیویذُم به شهر                    کاش نیکردُم ز بومُ دام قهر

کاش ایمَندُم مِنِ ایل خُمون                       تی تَشُ و اولادُ فامیلِ خُمون

کاش ابیذُم مو چی میخ بُهون                   کاش نیبیذُم چی اورِ آسِمون

پیشِ خُم هی فرگ ایکردُم به شهر         اوچو وا بیل ایکُنن حلوانه بَهر......

قسمتی از شعر داراب رئیسی

بارها نوشتیم،بازهم می نویسیم و بارهای دگر هم خواهیم نوشت،سخن از زبان است،محمل اندیشه ها و گویای حقیقت ریشه ها.

صرف عواملی که فی نفسه موجب دگرگونی زبان می شوند -مانند دنیای مجازی -قسمت بزرگ این دگرگونی برپایه اندیشه های اشتباهی که در اذهان مردمان  است شکل گرفته است اندیشه هایی چون:"اگر بازبان مادری ام صحبت کنم ، مایه ننگ من است!! " یا "اگر کلمات "قلنبه " و بیگانه به کار ببرم ،نشان دهنده با سواد بودن من است!!" یا"اگر با فرزندم در کودکی فارسی صحبت نکنم در بزرگسالی با مشکل روبرو می شود!!" و.......

زندگی شهرنشینی دستاویز خوبی برای به کرسی نشاندن اندیشه های این مردمان است(البته بعضی از روستا نشیننان هم دست کمی از این گروه مردم ندارند)آنها فکر می کنند که هرکس در شهر زندگی می کند باید دچار برهنگی فرهنگی و فرهنگ برهنگی شود! برهنگی از هرچه از پیش داشتند،از اصل ،از زبان،از پوشش و.....

اما لرها نه تنها از این مردمان جدا نیستند ،بلکه نسبت به بقیه قومیت ها توجه کمتری نسبت به گونه مسائل دارند ،این ها یا می دانند و نمی خواهند یا می خواهند و نمی توانند!!

زرق و برق شهرنشینی چنان چشمشان را فریفت و دلشان را ربود که اگر کسی اینها را نشناسد گمان می برد این ها از ازل چنین زبان و لباسی راداشتند!!

حال فرض کنید پدران ما همین کار را با ما می کردند و ما اکنون فارس زبان بودیم ،اما  انصافا آیا دیگران نمی گفتند که اینها اصالت ندارند؟ و نژادمان را به افاغنه و ارامنه و سلاجقه  نمی رسانند(همان طور که چنین وصله هایی به فارس زبانان زده می شود).

اما چرا؟

چون زبانمان از ویر برفت،چون "شلوار گشاد" به یکبارگی تنگ شد،چون آن همه نقش و نگار زیبای "مینا" در مقنعه سیاه خلاصه شدو.....

الحق چنین کاری را باید زنده به گور کردن زبان نامید ولی این زنده به گور کردن منسوب است به دوران جاهلیت نه کنون که علوم به سرحدات خود نزدیک شدند و آگاهی بالا رفته است . این کار درحق فرزندان معصوم یک خیانت بزرگ است و بس و جداً هرگونه اندیشه ی این چنینی  یک خود فریبی است و تیشه ای است بر ریشه اصالت.

شاید می خواهند دل در گرو شعر مولوی بسپرند که می گوید:

هر کسی کاو دور ماند از اصل خویش                   باز جوید روزگار وصل خویش

و می خواهند تا می توانند دور شوند به امید اینکه روزی به اصالت خویش بر گردند!! اما این دوری گمراهی در تیه ضلالت است و راهی به سوی روشنایی ندارد و نمی دانند که اصلی که مولوی گفت با اصلی خودشان در اندیشه بازگشت به آن هستند از زمین تا آسمان فرق دارد، آن خداست و این جدا.

یکی از نشانه های بزرگی پروردگار بزرگ همین گوناگونی زبان هاست ،پس باید قدر این موهبت الهی را دانست و در نگهداریش کوشید.اما راهکار چیست؟

بسیار ساده است ،ما و شماباید شروع کنیم ،مطمئن باشید هیچ شخص ترک زبان،کرد زبان و.....  برای ما زبانمان را حفظ نمی کند این ما هستیم که کیان زبانمان را حفظ یا به راحتی بر باد فنایش می سپاریم.

به امید روزی که اندیشه مان نگهداری زبان مادریمان  باشد نه تغییر آن.

"ان اللهَ لا یُغَیِرُ ما بِقومٍ حتی یُغَیروا ما باَنفُسِهِم"

موانع موجود برای ازدواج جوانان

امروزه یکی از معضلات جامعه ما،مسئله ازدواج است .بنابراین برآن شدیم تا در این مورد به بحث و مناظره مجازی بپردازیم و لختی دلمان را خوش و سرمان را گرم کنیم!!!

برای تبادل نظر پیرامون موضوع مورد بحث ، وارد قسمت دیدگاهها شوید.

"دیدگاهها بلافاصله بعد از ثبت قابل مشاهده هستند"

باسپاس

 

وزوز گوش

راضيه نجفي(دانشجوي پزشكي دانشگاه اصفهان)

علت اصلی وزوز گوش در بسیاری از موارد مشخص نیست. اگر چه عواملی مثل استرس و اضطراب، آلرژی، افزایش یا كاهش فشار خون( اختلالات عروقی) وجود تومورها، دیابت، تیروئید، ضربه به سر و گردن و مصرف داروهایی مانند ضد التهاب ها، آنتی بیوتیك ها، داروهای مسكن، داروهای ضد افسردگی ، الكل و آسپرین به عنوان عواملی كه می توانند باعث وزوز گوش شوند، شناخته شده اند. در همین جا بد نیست یادآوری كنیم در صورتی كه شما از آسپرین استفاده كردید و دچار وزوز شدید، با پزشك خود مشورت كنید.
بسیاری از وزوزهای گوش ناشی از آسیب انتهای میكروسكوپی عصب شنوایی در گوش داخلی است كه به دلیل صدای بلند ایجاد می شود. آسیب به آنها سبب كم شنوایی و بروز وزوز می شود. افزایش سن نیز عامل دیگری برای آسیب به این اعصاب و ایجاد وزوز است . عوامل دیگری كه باعث وزوز گوش می شوند ، عبارتند از: تجمع جرم در كانال گوش كه سبب وزوز موقت می شود و سخت شدن استخوانچه های گوش میانی

راههای درمان برای افراد متفاوت است. اما تجربه ثابت كرده استفاده از چندین روش با هم مفیدتر از استفاده از یك روش به تنهایی است. برخی ازاین روشها از این قرارند:
۱- استفاده ازسمعك: اغلب افرادی كه از وزوز رنج می برند دچار كم شنوایی نیز هستند. استفاده از سمعك سبب بلندتر شدن اصوات و راحت شنیده شدن آنها می شود. اگر فرد گفتگوی مردم یا موسیقی دلخواهش را به راحتی بشنود، كمتر به وزوز توجه می كند.
۲- استفاده از وسیله تولید كننده صوت رقابتی ( ماسكر): معمولاً وزوز در محیط ساكت، آزار دهنده تر است. ماسكرها، ابزارهای الكترونیكی هستند كه روی گوش قرار گرفته و شبیه سمعك هستند . این وسایل اصوات دائم با شدت كم و باند فركانسی وسیع تولید می كنند كه سبب كاهش توجه فرد به صدای وزوز می شود. بیشتر مردم در صورت استفاده از ماسكر راحت تر به خواب می روند. گوش كردن به رادیو با صدای كم نیز به فرد كمك می كند كه وزوز را فراموش كرده و راحت تر به خواب رود. برخی از افراد كه از ماسكر استفاده می كنند، می گویند وزوز حتی چندین ساعت پس از استفاده از ماسكر نیز شدت كمی دارد.
۳- دارو درمانی: برخی از داروها سبب بهبود نسبی وزوز می شوند، اماعوارض جانبی آن را نیز نباید فراموش كرد.
۴- بازدرمانی: بازدرمانی استفاده توام از ماسكر( محو كننده) و مشاوره است . در این روش بیماران از یك وسیله داخل گوشی تولید كننده صوت استفاده می كنند. این وسیله به مدت ۱ تا ۲ سال هر روز ۸ ساعت مورد استفاده قرار می گیرد. سپس فرد یاد می گیرد كه چطور از فكر كردن به وزوز دوری كند ، اگر چه این روش طولانی مدت است، اما اغلب مفید واقع می شود.
۵- تمركز و آرامش: آرامش سبب كنترل عضلات و عروق شده و شدت وزوز را در بیشتر افراد كاهش می دهد.
كسانی كه دچار وزوز گوش هستند چه نكاتی را باید رعایت كنند؟
۱- اجتناب از قرارگرفتن در معرض اصوات بلند.
۲- بررسی فشار خون و كنترل آن در صورت وجود مشكل.
۳- كاهش مصرف نمك، مصرف زیاد نمك به جریان خون آسیب می رساند.
۴- پرهیز از مصرف بیش از حد چای، قهوه و استعمال دخانیات.
۵- ورزش روزانه برای بهتر شدن جریان خون.
۶- استراحت كافی و جلوگیری از خستگی.
سعی كنید به صدای وزوز بی توجه باشید ، فكر كردن به مسائلی كه مورد علاقه شماست در این امر به شما كمك خواهد كرد. گوش كردن به موسیقی دلخواه خود عاملی برای كاهش توجه به این صدای آزار دهنده است. همچنین موسیقی می تواند صدای وزوز را بپوشاند.

ای دبستانی ترین احساس من

خاطرات کودکی زیباترند..                     یادگاران کهن مانا ترند..

درسهای سال اول ساده بود..              آب را بابا به سارا داده بود..  

درس پندآموز روباه و کلاغ..                 روبه مکار و دزد دشت و باغ..

روز مهمانی کوکب خانم است..           سفره پر از بوی نان گندم است..

کاکلی گنجشککی باهوش بود..          فیل دانایی برایش موش بود..

با وجود سوز و سرمای شدید..            ریزعلی پیراهن از تن میدرید..

تا درون نیمکت جا میشدیم..              ما پر از تصمیم کبری میشدیم..

پاکنهایی ز پاکی داشتیم..                یک تراش سرخ لاکی داشتیم..

کیفمان چفتی به رنگ زرد داشت..     دوشمان از حلقه هایش درد داشت..

گرمی دستان ما از آه بود..               برگ دفترها به رنگ کاه بود..

مانده در گوشم صدایی چون تگرگ..    خش خش جاروی با پا روی برگ..

همکلاسیهای من یادم کنید..             باز هم در کوچه فریادم کنید..

همکلاسیهای درد و رنج و کار..           بچه های جامه های وصله دار..

بچه های دکه خوراک سرد..               کودکان کوچه اما مرد مرد.. 

کاش هرگز زنگ تفریحی نبود..           جمع بودن بود و تفریقی نبود..

یاد آن آموزگار ساده پوش..                یاد آن گچها که بودش روی دوش..     

ای معلم یاد وهم نامت بخیر..            یاد درس آب و بابایت بخیر..

ای دبستانی ترین احساس من..        بازگرد این مشقها را خط بزن.


ستایشت می کنم ای مهربان ، ای سنگ صبور روزگار که اندیشیدن را به من آموختی  و چراغ دانش در دلم افروختی .

هزاران بوسه نثار دست های پرمهرت میکنم که مرا  راه و رسم زندگی بیاموختی .

معلم عزیزم -زیبا ترین نغمه زندگی من- روزت مبارک.

تصاویر دیدنی و زیبا از ابواسحاق زیبا

برای مشاهده و دریافت تصاویر بر روی لینک ها کلیک کنید.

basaghi01                   basaghi02                       basaghi03                  bashaghi04                basaghi05

 

basaghi06               basaghi07                   basaghi08                       basaghi09                    basaghi010 

 

                                             basaghi011                                 basaghi012

بهار باساقی



آسفالت جاده گلزار شهدا

این پروژه که از زمستان سال گذشته شروع شد بالاخره امروز به پایان رسید و طی آن جاده منتهی الیه به گلزار شهدا ی روستای ابواسحاق به طول حدود ۱۲۰۰متر آسفالت شد.از پیگیرهای نماینده محترم شهرستان جناب آقای جلیل جهت تکمیل  این پروژه صمیمانه سپاسگزاریم و چشم به راه پیگیریهای مجدانه ایشان جهت انتقال آب کشاورزی به دشت بزرگ ابواسحاق هستیم.

آسفالت گلزار شهدا

خواسته ها و پرسشها از نماینده شهرستان

ما در شهرستانی زندگی می کنیم که کمبود امکانات در آن با جان و مال و سرنوشتمان بازی می کند،شهرستانی که یک چهارم جمعیت استان را تشکیل می دهد ویک چهلم امکانات استان را هم ندارد!

از لحاظ علمی شهرستان لردگان در سالهای اخیر روند روبه رشدی را در پیش گرفته است ولی این روند به هیچ وجه مشکل گشای سیل و خیل مشکلات موجود نیست ،اکثر نخبگان و تحصیلکردگان ما ره غربت در پیش می گیرند، چون مرکز علمی درست و حسابی در شهرستان و جود ندارد که بخواهند به لردگان خدمت کنند.

از نظر ما: "از ماست که بر ماست" و هیچ دلیل قانع کننده دیگری وجود نداردو هیچ کس دیگری هم مقصر نیست:

من از بیگانگان هرگز ننالم                  که با من هرچه کرد آن آشنا کرد

خیلی از اوقات ما هیچ ارزشی برای عقیده خویش  قایل نیستیم و صرف تفنن آن را ابراز می کنیم،نماینده انتخاب می کنیم که روی یکدیگر را کم کنیم نه اینکه از ایشان آبادی و امکانات بخواهیم!!!

نخستین گام در جهت رسیدن به یک هدف ،خواستن آن هدف  است.بنابراین باید خواست و نباید بی تفاوت از کنار خیلی از مسایل رد شد.

ابواسحاق بختیاری نیز در نظر دارد دوشادوش برادران بزرگوارمان در سایت لردگانیها قدمی بردارد. ما و شما سوالات و مشکلات موجود در شهرستان لردگان و بخش فلارد از نماینده محترم شهرستان  را در بخش نظرات همین پست مطلب مطرح می کنیم و انشاءالله در اولین فرصت نتایج حاصل از این بحث و گفتگوی منطقی را تقدیم ایشان خواهیم کرد.

خواهشمند است فقط مشکلات و سوالات مطرح شوند و از کشیدن بحث به مسایل حاشیه ای  بپرهیزید چون هیچ دردی را برای هیچ یک از ما  دوا نمی کنند.

 با سپاس

شکست افغان ها بدست بختیاریها

محمود افغان پس از فتح اصفهان که بختیاریان زیادی تن به اطاعت او در ندادند، با سپاهی بسیار به عزم تسخیر لرستان و کهگلویه بختیاری(کهگلویه جز قلمرو بختیاریها بود )خیمه بیرون زد ،چون به ولایات بختیاری رسید ،طایفه بختیاری با قشون خود حاضر و آماده بودند ،غفلتا بر سر سپاه محمود ریخته از هر سوی او  را در میان گرفتند و رزمی سخت نمودند و گروهی بسیار از سپاهیان و کسان محمود را به هلاکت رسانیدند،ناچار محمود راه فرار پیش گرفت و به نواحی کهگلویه رفت تا به موقع تلافی کند.

از قضا یک شب برفی زیادی بارید و سپاه محمود را برف احاطه نمود ،سه ماه یارای حرکت نداشت و سرما نیز بیداد می کرد،بعد  از سه ماه برفها آب شد و نهرها طغیان نمود و قزلباشیه جسرها بریدند،خواستند از آب بگذرند سپاه و اموال بسیار ضایع شد و محمود امکان سلامتی در خود ندید.

از آن همه سپاه افاغنه 3000نفر برهنه و عریان بیشتر به اصفهان نرسید و در شب داخل شهر شدند.همین حمله اسباب ضعف افاغنه شد ،از محمود روی برتافتند و اغلب به افغانستان برگشتند.

برگرفته از :

تاریخ بختیاری،علیقلی خان سردار اسعد،انتشارات اساطیر،1376